|
نوشته شده توسط Administrator
|
|
چهارشنبه ۰۱ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۲۳:۲۵ |
جهاني سازي اخلاق و نقش اسلام در اين زمينه
رئیس پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در گفتگو با روزنامه خراسان عنوان کرد: اسلام برای جهانی سازی اخلاق ظرفیت های زیادی دارد. حجةالاسلام والمسلمین آقای مبلغی، در این گفتگو با اشاره به فطری بودن مباحث اخلاقی، جهانی سازی اخلاق را امری ممکن دانسته و تأکید کرد: اسلام بیش از هر مکتب دیگری در این باره ظرفیت دارد وی به سوالات روزنامه خراسان به شرح ذیل پاسخ گفته است:در دوره «جهانی شدن» و «جهانی سازی» منظور از اخلاق جهانی چیست؟ امروزه به یک دیدگاه مسلم رسیده ایم و آن این که «فرآیند جهانی شدن» که در پیش است و اکنون نیز ابعادی از آن محقق شده است، منحصر به موارد خاصی نیست؛ بلکه دامنه وسیعی دارد و شامل مسائل و زمینه های فراوان می شود، از اقتصاد و فرهنگ و سیاست تا بسیاری از مسائل دیگر را در برمی گیرد.در این میان اخلاق نیز در شرایط خاصی قرار گرفته و اخلاق هم دارد شکل جهانی به خود می گیرد؛ به ویژه که اخلاق چنین استعداد و ظرفیتی دارد؛ چون فطرت انسان ها درباره اخلاق اتفاق و اجماع دارد؛ به این معنا که وجه مشترک فطرت انسان ها همین مقولات اخلاقی است. همچنین از آن جا که پناهگاه و نقطه اتکای آدمیان در مواجهه با مفاسد و تباهی ها، اخلاق است، حتی در بدترین شرایط اجتماعی و در لحظاتی که انسان ها شرایط خیلی سختی را پشت سر می گذارند، باز هم اخلاق جایگاه خاص خود را دارد و افراد زیادی سعی می کنند پایبندی های اخلاقی خود را حفظ کنند تا همچنان انسان باقی بمانند. بنابراین قابلیت و ظرفیت اخلاق برای جهانی شدن بسیار زیاد است. البته به موازات این موضوع، موانع بر سر راه جهانی شدن اخلاق کم نیست؛ بلکه می توان گفت این موانع هم بسیارند و هم خیلی جدی؛ چون در فضای جهانی شدن کوشش برای تحمیل و سیطره بعضی از فرهنگ ها و یا سیطره و استیلای ارزش های برخی از مناطق و کشورها برای فتح قله های جهانی، زیاد است. در واقع در این زمینه رقابت هایی وجود دارد که تا حد زیادی بر سر راه جهانی شدن اخلاق مانع ایجاد می کند. در عین حال قابلیت های اخلاق برای وارد شدن به این عرصه بر کسی پوشیده نیست و در این حال بحث این است که آیا اگر اخلاق را به حال خودواگذار کنیم، می تواند از پس موانعی که در برابرش است برآید و یا می تواند در قبال سیطره جویی ها مقاومت کند یا خیر؛ یا این که این امر نیاز به حمایت دارد و به اصطلاح نیازمند «جهانی سازی» است؛ به عبارتی باید دید جهانی شدن اخلاق یک فرآیند است و یا یک روند.در این حال باید متذکر شد که اخلاق اگرچه چنان که پیش از این گفته شد در بدترین شرایط هم در جوامع مختلف به نوعی حضور داشته اما نباید از یاد برد که به همان نسبت هم همیشه در معرض تهاجم بوده است و نیروهای زیادی سعی داشته اند، آن را به حاشیه برانند.حال ما باید اقداماتی انجام دهیم که متوجه این تعارضات باشد. به عبارتی با توجه به مشکلاتی که وجود دارد باید درصدد باشیم تا این «جهانی سازی اخلاق» صورت بگیرد و به تعبیر دیگر ما اقتضائات آن را بشناسیم و در راه مبارزه با موانع اخلاق هم کوشش کنیم.قطعا اگر اخلاق هم بتواند سنگرهایی در عرصه فرهنگ جهان فتح کند، نادیده گرفتن آن دشوارتر خواهد بود. اسلام در این «فرآیند جهانی سازی» چه نقشی می تواند داشته باشد؟ در این زمینه به نظر می رسد که اسلام به دلیل داشتن ظرفیت هایی این توانایی را دارد که نقش ویژه ای را در جهانی سازی اخلاق بر عهده بگیرد. ویژگی اول این است که اسلام از آغاز شکل گیری و تولد، خود را یک دین اخلاقی معرفی کرده و فلسفه وجودی ظهور و بروز خود را بر گسترش و تعمیق اخلاق قرار داده است. جمله معروف پیامبر که «انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق» بیانگر همین موضع تاریخی اسلام است. دیگر این که اسلام در ارائه حقوق و فقه خود و در ارائه آموزه های فرهنگی خود به شدت سعی در نزدیک شدن به مرزهای اخلاق و رعایت جوانب اخلاق دارد. اگر از قانون عادلانه سخن گفته، در کنار عدل احسان را هم قرار داده است:«ان الله یامر بالعدل و الاحسان» یعنی به طور کلی همیشه قانون را با اخلاق می خواسته و آن ها را با هم ترویج کرده است. از این رو اگر مطالعه ای صورت بگیرد، بعد اخلاقی فقه اسلامی، بعد بسیار پررنگی است و همین یک امتیاز برای اسلام محسوب می شود.ظرفیت سوم اسلام برای ایفای نقش در فرآیند جهانی سازی، این است که اسلام حرف های جدی، تفسیرهای جدی و ورود جدی به مقولاتی دارد که امروزه فضای جهان را فرا گرفته و پر کرده است. مقولات جدید که وارد فرهنگ و تاریخ انسان شده است، زمینه های بداخلاقی زیادی دارد و این امر نتایج سوء فراوان دارد. این است که جهانیان نیز بر مخاطرات این حوزه ها تاکید دارند. مثل بداخلاقی در عرصه محیط زیست، چنان که می دانیم اکنون نوعی بحران در این زمینه مشاهده می شود و صاحب نظران و دوستداران محیط زیست بر رعایت آن بسیار تاکید می کنند؛ در این حال، اسلام دینی است که به این حوزه و امثال آن وارد شده است و در این زمینه ها ظرفیتی غیرقابل انکار و برخوردار از جنبه های مختلف دارد.علاوه بر این مقولاتی هم وجود دارد که بحث جهانی شدن با آن ها گره خورده است و اسلام می تواند در آن جا نقش جدی داشته باشد. ویژگی دیگر اسلام در این زمینه این است که اسلام همیشه برای اخلاق در شرایط مختلف، مراتب و مراحلی قائل بوده و در این قلمرو از یک فراخ نگری برخوردار بوده است. توضیح این که اسلام، هرچند تعریف ویژه ای از اخلاق دارد و آن را به صورت یک منظومه و مجموعه اخلاقی که مرتبط با هم هست، تعریف می کند که در یک سو خداوند و حقوق خداوند و در سوی دیگر انسان و طبیعت قرار دارد، اما جانبداری اسلام از اخلاق همیشه جامعه اسلامی را به انعطاف واداشته است؛ این مسئله به ویژه در جایی که مسلمانان در ارتباط با دیگر ادیان و جوامع بوده اند، آشکارتر بوده است. یعنی نگاه اسلام و جوامع اسلامی به اخلاق به صورت «سیاه و سفید» نبوده است. این موضوع اکنون خیلی اهمیت پیدا کرده است چون اگر اخلاق بخواهد جهانی شود، قطعا به تسامح و تساهل و انعطافی نیاز داریم که در اسلام وجود دارد. این را هم بیفزاییم که اخلاق اگرچه موضوعی فطری است، اما اسلام ابعاد تازه ای بر آن افزوده و آن را کامل کرده است. این ابعاد جدید در نزد دیگران وجود ندارد. چه بسا جوامعی که هنوز به آن درجه از رشد نرسیده اند که ابعاد تکمیلی آن را بپذیرند؛ بنابراین تحقق این ابعاد را می توان به فضای جدیدی که ما از آ ن به «انقلاب حضرت مهدی(عج)» تعبیر می کنیم، موکول کرد؛ ولی در شرایط کنونی اسلام این توان را دارد که بر حداقل ها تکیه و تاکید کند. اساسا اسلام در زمینه اعتقاد هم گاه به حداقل های اعتقادی که مشترک است، تاکید کرده است «قل تعالوا الی کلمة واحدة سواء بیننا و بینکم الا نعبد الا الله» در این حال اخلاق که حتی از اعتقادات هم اهمیت بیشتری دارد چون فطری است و نمادها و نمودهای جهانی و همگانی دارد و به اصطلاح «بین الجوامعی» است، از نظر انعطاف پذیری جایگاه ویژه ای در آموزه های دینی پیدا می کند. به عبارتی اتفاق و اجماع بر سر اخلاق و آموزه های آن برای حفظ اخلاق یک راهبرد است که باید آن را بسیار جدی گرفت.بنده تاکید می کنم، اگر ما بخواهیم اسلام را در فضاهای تازه مطرح کنیم، حتما باید به فکر عرصه های تازه باشیم و بکوشیم که این عرصه ها را بشناسیم و خود را برای ورود به آن ها آماده کنیم. در واقع این کوشش ها در روزگار «جهانی شدن» باید به جهانی سازی آموزه های اسلامی معطوف باشد. ما می بینیم که کشورهای مختلف و فرهنگ های مختلف در صدد هستند که فرهنگ خود را حاکم کنند. حتی در این زمینه بین اروپا و آمریکا و سایر کشورها رقابتی جدی دیده می شود. در این شرایط اگرچه ممکن است از نظر فناوری و تکنولوژی ما سهم کمتری داشته باشیم ولی از نظر فرهنگی غنی هستیم و می توانیم نقش خوبی ایفا کنیم. ما می توانیم با دست گذاشتن بر اخلاق، پیشاپیش فضای جدیدی ایجاد کنیم و با توجه به آن ظرفیت هایی که گفته شد، دستاوردهای خوبی هم در این زمینه داشته باشیم. طبیعتا برای «جهانی سازی اخلاق»، جوامع اسلامی باید این اخلاق را در درون جوامع خود به خوبی رعایت کنند. آیا همین طور نیست؟ بله بی گمان این موضوع پیش شرط جهانی سازی اخلاقی است. یعنی اخلاق را باید ابتدا جوامع اسلامی خود رعایت و با بداخلاقی های موجود در جوامع اسلامی برخورد کنند؛ یا به عبارتی دیگر جوامع اسلامی متوجه بداخلاقی های خود باشند و آن ها را به طریقی حل کنند. یکی از این بداخلاقی ها «افراطی گری سلفی» است. بدون تردید این افراط گری ها هم به اسلام و هم به اخلاق و هم به جوامع اسلامی آسیب می رساند. بی رحمی و شقاوت و کشت و کشتار، پدیده هایی هستند که آسیب شان بسیار زیاد است و بازتاب زیادی هم دارند. طبیعی است که وجود افراطی گری در جوامع اسلامی یک مانع جدی است. اگر بتوانیم این نوع بداخلاقی ها را از میان ببریم؛ خواهیم توانست در راستای جهانی سازی اخلاق اسلامی هم گام های موثری برداریم.تحقیقات میدانی هم نشان می دهد که هر جا اندیشمندان مسلمان موضوع اخلاق اسلامی را مطرح کرده اند، از سوی دیگر اندیشمندان مورد توجه جدی قرار گرفته است. حتی دیگران به تجلیل و به تمجید از این مباحث پرداخته اند. این نوع برخوردها نشان می دهد که دیگران هم آمادگی دارند تا سخنان اسلام را در این زمینه بشنوند. البته هم چنان که اشاره شد پیش شرط اساسی همین است که جوامع اسلامی خود بیش از دیگران به اخلاق پایبند باشند و بکوشند که آموزه های اخلاقی اسلام را به نحو احسن در خود متجلی کنند.
|
|
آخرین به روز رسانی در پنجشنبه ۰۲ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۲۳:۲۶ |