آمار سایت

سایت عربی

سایت عربی

Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS
 
در مصاحبه با تهران امروز PDF چاپ نامه الکترونیک
نوشته شده توسط Administrator   
پنجشنبه ۰۲ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۲۳:۱۱

كاركرد دعا در دنياى مدرن


دعا در ذات خود نوعي هم‌سخني با خداوند است

حجت‌الاسلام والمسلمين احمد مبلغي از اهالي پرسابقه و شناخته شده وادي تحقيق و حوزه پژوهش است. دو هفته پيش از اين فرصتي دست داد تا در خدمت ايشان به مبحث مهم «دعا و انسان معاصر» بپردازيم. حاصل كار گفت‌وگويي شد حاوي نكات قابل توجه و نكته سنجانه در رويكرد به دعا، در ساحت‌هاي فردي و اجتماعي. آنچه مي‌آيد حاصل گفت‌وگوي ما با رياست مهم‌ترين «پژوهشگاه عرصه دين پژوهي كشور» پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي است كه در شهر قم انجام پذيرفته است.

ضمن تشكر از قبول زحمتي كه فرموديد، لطفا به عنوان آغاز گفت‌وگو، اشاره‌اي به مفهوم دعا در فرهنگ‌هاي مختلف با تاكيد بر فرهنگ اسلامي داشته باشيد.
دعا كلمه‌اي عربي به معناي طلب كردن، دعوت كردن و خواستن است. وقتي اين كلمه در فضاي معنوي حاضر شدن در پيشگاه خداوند به كار گرفته مي‌شود، به معناي خواستن و برآورده شدن حاجات خويش از خداوند است. اين مفهوم، حالتي فرا اسلامي دارد و بنابراين در هر كجا و در هر دين، دعا به معناي قرارگرفتن در پيشگاه خداوند و طلبيدن حاجتي از ذات مقدس اوست. پاسخ شما را در چند حوزه عرض مي‌كنم:
مولفه‌هاي دعا: پاره‌اي از مولفه‌هاي دعا مشترك بين اديان است؛ همانند دو مولفه «خواستن همراه با تواضع» و «خواستن برآمده از پيش فرض اعتقاد به اينكه خداوند مي‌تواند فراتر از رويه‌هاي عادي اتفاق، تحول و وضعيتي را ايجاد كند.»
طبيعتا براي حقيقت دعا - كه در فرهنگ و فضاي اسلامي ابعاد بيشتري به خود گرفته است- مولفه‌هاي ديگري را هم مي‌توان شناسايي و رصد كرد. بخشي از اين مولفه‌ها معطوف به پيش‌زمينه‌ها و پيش‌شرط‌هاي دعا، بخش ديگر معطوف به آداب دعا و بخش سوم مربوط به «الفاظ دعا» است. دعاهايي كه در روايات آمده و يا آموزش داده شده است، سلسله‌اي از الفاظ را ارائه مي‌كنند.
بنابراين آنچه كه دعاي مطرح در فرهنگ اسلامي را از دعاي مطرح در اديان ديگر متمايز مي‌كند، به اين سه بخش (پيش زمينه‌ها و پيش شرط‌هايي دعا، آداب دعا و الفاظ و قالب‌هاي دعا) مرتبط است. ذكر اين نكته ضروري است كه ارائه الفاظ دعا به معناي نفي امكان بهره‌گيري از الفاظ ديگر در دعا نيست؛ ارائه الفاظ بيشتر جهت آموزش دعا و مهم‌تر، بهره‌گيري از آنها براي مواقع و موارد خاص است. در فرهنگ اسلامي طلبيدن آزاد با هر ادبيات و با هر زبان و معطوف به هر حاجت پذيرفته شده است؛ ولي در عين حال بخشي از فرهنگ اسلامي متضمن دعاهاي خاص است.
دعا داراي چه كاركردهايي در زندگي افراد است و زندگي و رفتار افراد با دعا چه تغييري خواهد كرد؟
دعا تاثيرات چندگانه و چند‌گونه‌اي بر انسان دارد:
يكم. مايه آرامش انسان است؛ اصل رفتن به سمت دعا و انجام آن، نوعي آرامش را در انسان ايجاد مي‌كند.
دوم. ايجاد حالت عادي و طبيعي در انسان؛ اگر بپذيريم كه در فضاي آرامش، انسان در وضع نرمال و عادي قرار مي‌گيرد، دعا در ايجاد اين حالت در انسان موثر است. برعكس؛ انسانِ رها از دعا در مواجهه با يك بحران روحيه و حالت طبيعي خود را از دست مي‌دهد.
سوم. معقول سازي تصميمات؛ با توجه به اين كه انسان در وضع عادي و نرمال، بهتر تصميم مي‌گيرد، دعا از رهگذر ايجاد آرامش و ايجاد حالت طبيعي، در معقول‌سازي تصميم‌گيري در انسان تاثير بر جاي مي‌نهد.
چهارم. احساس تقرب به خداوند؛ انساني كه دعا مي‌كند، احساس نزديكي به خدا و تقرب به خود را در خود خواهد يافت. اگر چه دعاكننده در پي رفع حاجتش است اما خود دعا يك نوع نزديكي به خدا و احساس حاضر شدن و حاضر بودن در حضور خداوند را در انسان ايجاد مي‌كند كه اين خود هم ارزش ذاتي بسيار بالايي دارد و هم آثار مهمي بر رفتارهاي انسان بر جاي مي‌گذارد. حال اگر محتواهاي دعا نزديك شدن، توجه به خداوند و بخشودگي از گناه باشد، احساس نزديكي و تقرب به صورت مضاعفي شكل مي‌گيرد. پنجم. ايجاد توانايي براي برون رفت از بن‌بست‌ها؛ دعا بر روح‌ و روان انسان اين كاركرد را دارد كه وي را داراي اين احساس مي‌كند كه قادر به برون رفت از فضاهاي به بن‌بست رسيده است. دعا يك نگاه پراميد در انسان ايجاد و وي را به آينده متصل مي‌سازد. از آنجا كه بسياري از دعاها براي آينده است، نوعي ارتباط را براي انسان نسبت به آينده ايجاد و در وي در قبال آن، نشاط بر مي‌انگيزاند.
ششم. ايجاد و تقويت تجربه ايماني ؛ اگر دعا مستجاب شود، يك تجربه جديد در انسان شكل مي‌گيرد؛ تجربه‌اي عرفاني و ايماني كه بازتاب آن به ذهن سرايت مي‌كند و تحولي را در انديشه و ذهن او خلق مي‌كند. اين امر، انسان را در نزديك تر شدن به خداوند از حيث عرفاني، فكري و روحي كمك مي‌كند. اين از بهترين نتايجي است كه دعا براي انسان در بردارد.
هفتم. هم‌سخني با خداوند؛ اين كاركرد شايد در همه دعاها اتفاق نيفتد يا اگر اتفاق بيفتد هم به شكلي ضعيف رخ بدهد؛ ولي مواردي از دعا را هم مي‌توان يافت كه در آن اين اتفاق مبارك به صورتي ملموس، آشكار و جدي شكل مي‌گيرد.
البته نبايد فراموش كنيم كه دعا در ذات خود نوعي هم‌سخني با خداوند است و هم‌سخني با خدا هم در بهترين شكل در دعاست كه رخ مي‌دهد. در عين حال در غير دعا هم به شكل‌هاي ديگري اين هم‌سخني رخ مي‌دهد ولي بيشترين خاستگاه براي هم‌سخني با خدا و طرف سخن قرار گرفتن خداوند دعاست.
در نهج‌البلاغه آمده است كه «عبادٌ ناجاهم في فكرهم و كلمهم في ذاتٍ عقولهم» يعني در هر فطرتي و فرصتي از فطرت‌ها و فرصت‌ها، بندگاني بوده‌اند كه خداوند (ناجاهم في فكرهم) در فكر آنها با آنها راز در ميان مي‌نهاده‌ و سخن مي‌گفته است و (كلمهم في ذات عقولهم) در درون عقل‌ها وانديشه‌هاي‌شان با آنها تكلم مي‌كرده است. اين كسان، مراحل پيشرفت و تكامل را از دعا تجربه كرده يا مي‌كنند و به اين احساس دست مي‌يابند. بنابراين دعاهاي آنها ارتباطي يكطرفه نيست؛ بلكه ارتباطي دو‌سويه است و با قرار گرفتن در فضاي عنايت و توجه خداوند متوجه هدايت او به خويش مي‌شود.
طبيعي است اگر دعا به يك تجربه مكرر براي شخص بدل شود و شخص در اين تجربه مكرر، آن احساس هم‌سخني با خداوند، و آن احساس توجه عنايت خداوند به خود را در قالب استجابت دعا ببيند، ايمان دروني او تقويت مي‌شود. بر اين اساس تقويت و افزايش ايمان و يقيني شدن نگاه انسان به اصالت معنويت و خداوند در خاستگاه دعا شكل مي‌گيرد.
در حوزه اجتماعي دعا چه تاثيراتي خواهد داشت؟به عبارت ديگر مشخصه‌هاي جوامعي كه دعا و نيايش در آنها پررنگ‌تر است نسبت به جوامع ديگر چيست؟
دو نوع كاركرد اجتماعي مستقيم و غيرمستقيم را براي دعا مي‌‌توان لحاظ كرد كه در ذيل به آنها مي‌پردازم:
كاركرد غيرمستقيم دعا بر جامعه: اين كاركرد از رهگذر تاثيرات برجاي مانده از دعا در روح و روان و عقل و درون انسان به جامعه مي‌رسد؛ به اين معنا كه اگر افرادي آن كاركردهاي دعا را پيدا كنند و در معرض آن كاركردها و تاثيرگذاري‌هاي دعا قرار گيرند، رفتارها و سلوك‌ آنها، نگاه‌ها و انديشه‌‌هاي آنها، نحوه تعامل آنها با ديگران بر جامعه تاثير اساسي برجاي مي‌گذارد.
چنين انسان‌هايي در جامعه داراي رفتارهايي متعادل و مناسب خواهند شد و در كاستن از جرم و تقويت تقواي اجتماعي موثر مي‌افتند. به تعبير ديگر چون اتكاي اين افراد به خداوند است و اميد به خداوند دارند، رفتارهاي‌شان دگرگون شده و با رفتارهاي مناسب و اخلاقي در جامعه حضور پيدا مي‌كنند و طبيعتا اين رفتارها بر جامعه تاثير اساسي مي‌گذارد و رفتارشان منشا تغيير مي‌شود؛ به‌ويژه اگر اين افراد در جايگاهي باشند كه بتوانند سرنوشت يك حوزه اجتماعي يا ديدگاهي را عوض ‌كنند. حال در نظر بگيريد كه اگر انسان‌هاي بي‌شماري در يك جامعه باشند و از دعا متأثر شده و اين تاثير را به عرصه اجتماع منقل كنند چه تحول اساسي رخ خواهد داد.
كاركرد مستقيم دعا بر جامعه: چند گونه كاركرد مستقيم براي دعا مي‌توان در نظر گرفت:
يكي اينكه اگر دعا در جامعه‌اي فراگير شود و حداقل بخشي از افراد جامعه با دعا سروكار پيدا كنند، اگرچه دعاهايي كه مي‌كنند فردي و انفرادي است، اما از همنشيني اين افراد، ارتباطات و تعامل‌هاي‌شان، گفت‌وگوها و انتقال پيام‌هايي كه ميان خود رد و بدل مي‌كنند،ادبياتي ويژه، فضايي ويژه و معنويتي ويژه در جامعه شكل مي‌گيرد؛ يعني برآيند دعاهاي افراد و حضور افراد اهل دعا در جامعه، تشكيل ادبياتي معنوي با لعاب اجتماعي است.
از طرف ديگر ايجاد، توسعه و توزيع ادبيات معنوي در جامعه، كاركرد مهمي است كه دعا را تبديل به يك پديده در جامعه مي‌كند. و اگر دعا به‌‌عنوان يك پديده و واقعيت در جامعه ظهور و بروز پيدا كرد در تعامل با ساير پديده‌ها قرار مي‌گيرد و سهم و جايگاه خود را در چرخه تعامل پديده‌هاي اجتماعي پيدا مي‌كند و مي‌تواند تاثيرگذاري‌ و حتي تاثيرپذيري داشته باشد.
ديگر اينكه گاهي جامعه به‌طور عمومي با يك مشكل مواجه مي‌شود، در چنين شرايطي دعاي همگاني و دعاي همراه با هم صورت مي‌گيرد و حتي محتواي دعاها هم محتواهاي اجتماعي مي‌شود يعني به جاي اينكه محتوا فردي باشد، همگاني شده و چهره اجتماعي به خود مي‌گيرد. در چنين وضعي نمي‌توان اين موضوع را يك فعل اجتماعي به حساب نياورد.
در اين حالت دعا بيش از آنكه فعل فرد باشد، فعل اجتماع است و روشن است كه افكار اجتماعي هميشه داراي كنش و واكنش هستند. بر اين اساس نيز دعا به پديده اجتماعي، البته با شدت، قوت و اصالت بيشتري، بدل مي‌شود.
سوم اين‌كه اگر چنين دعايي در سطح جامعه به نتيجه‌اي برسد و مشكلي را براي جامعه حل كند، جامعه يك ساحت و بعد جديد معنوي پيدا مي‌كند و وارد تجربه جمعي جديدي كه با معنويت در آميخته است مي‌شود و در نتيجه تحولي اساسي در جامعه رخ خواهد داد.
يكي از خصلت‌هاي انسان معاصر تكيه بر تغيير و تحول است گاهي اين تعابير و تفاسير نادرست مطرح مي‌شود كه دعا باعث سكون و عدم تحول جامعه مي‌شود. به نظر شما چگونه مي‌توان به اين شبهه معاصر پاسخ داد؟
اصولا كاركرد اصلي و ويژگي برجسته و نخستين دعا بن‌بست شكني است. چون دعا آمده است تا ايستايي، توقف و درجازدن را از بين ببرد و راه را گشوده و با اميد، بن‌بست حاصل آمده را بشكند و روال عادي قفل‌شده را در هم بكوبد و تحركي ايجاد كند.
بنابراين مجموع كاركردهاي دعا اين ويژگي برجسته را رقم مي‌زند كه دعا با ايستايي و توقف سازگاري ندارد و به همين جهت است كه دعا هميشه در مجامع انساني، حال چه مجامع پيشين و چه مجامع كنوني، از جايگاه ويژه‌اي برخوردار بوده است؛ يعني گذشت زمان به سمت امروز هيچ‌گاه از توجه به دعا نكاسته است حتي جوامع مدرن هم با دعا انس دارند و براي‌شان دعا به‌عنوان يك امر مقبول و پذيرفته ‌شده‌اي جا باز كرده است.
اما مساله‌اي كه ممكن است به ذهن بيايد اين است كه برخي از دعاها، گاه، موجب توقف مي‌شود كه مربوط به دعاهاي غيرهمخوان با فطرت انسان است. اين دعاها مستمسكي براي عدم فعاليت است و بر اساس آن انسان بايد مجموعه‌ فعاليت‌ها و تلاش‌ها و تمهيد اسباب و شرايط كار و فعاليت را متوقف كند و تنها بر دعا تمركز پيدا كند. اين سبك از دعا كردن اصلا و اصولا دعاي اسلامي نيست و فطرت انساني نيز آن را برنمي‌تابد.
چرا كه مطابق با ادبيات اسلامي شما نمي‌توانيد دعا را دليل و جانشيني براي فعاليت قرار دهيد. مفاهيم و آموزه‌هاي ديني و اسلامي به چنين تصور غلطي، از همان ابتدا، مجال بروز نمي‌دهد. در آثار و آموزه‌هاي ديني آمده است دعا بايد با تلاش انسان همراه باشد.
به‌نظر مي‌رسد كه انسان معاصر، كه انساني در مسير تحول و پويايي است، بهتر مي‌تواند دعا را فهم كند. دعا كاركردي سريع دارد و تحولي را گاه با سرعت رقم مي‌زند؛ بر اين اساس، ذهن انسان مأنوس با فضاي پرتحول و مدرن امروز بهتر مي‌تواند با دعا پيوند برقرار كند. به تعبير ديگر دعا، زمان، مكان و موضوع نمي‌شناسد در نتيجه انساني كه مي‌خواهد به صورت حداكثري امور وي متحول و متحقق شود و كمتر به «نشدن‌» فكر مي‌كند و دنيا را فراروي خويش «بازتر» مي‌بيند، بهتر مي‌تواند دعا را در نظر گيرد و دعا نيز وي را جدي تر به جلو مي‌برد و با ذهن او الفت و پيوند بيشتري پيدا مي‌كند.
چنين انساني در اين دنياي پرتحول، هر كجا و هر زمان كه با مشكل و مشقتي مواجه ‌شود با خداي اين طبيعت ارتباط برقرار كند. به اين وسيله اين انسان مسير تحول را نيز به شيوه‌اي مناسب‌تر از ديگران تعريف مي‌نمايد چرا كه نسبت به منشأ تحول توجه مي‌كند. از اين رو هرچه انسان پيشرفته‌تر و جامعه‌اش متحول‌تر شود،احتياج او به دعا افزون‌تر مي‌گردد و امكان تجربه‌ مثبت‌‌تر و سازنده‌تري نسبت به دعا ايجاد مي‌شود.
از اينكه در اين گفت‌وگو شركت كرديد متشكريم.

 
 
Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS

جستجو

پنجشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۸۹ ساعت ۱۷:۳۱